|
زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است و آخرش هيچ است.
عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس می دهد.
بنام آنکه اشک را آفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند.
هر کس به طریقی دل ما می شکند، بیگانه جدا دوست جدا می شکند، بیگانه اگر می شکند حرفی نیست، از دوست بپرسید که چرا می شکند.
سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند.
عشق دو دستي تقديم نمي شود پس براي آنکه به دستش بياري کوشش کن.
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را، هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
شمع سوزان توام اينگونه خامو شم نکن، در کنارت نيستم اما فراموشم نکن
اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را
|