|
بهانه ی با تو بودن مرا به اوج آسمان برد و هوایی ام کرد.
هوای تو را در دلم پروراند هستی من .
هوای داشتنت چه سخت است زمانی که ندارمت.
تا کی به انتظار نوازش دستانت بنشینم
که شاید ببینمت و در نوایی فرا تر از سکوت عاشقی با بی کلامی بگویم:
دوستت دارم عزیزم
اگر کنارم نمی مانی بگذار که این سخن را بگویم بعد برو ...
نگذار روزی در حسرت جمله ای بمانم که روزگاری با آن گذراندم .
عشق بازی ام را با خیال تو ...
تویی که شاه قصه های شبانه ام بودی و منی که خاطره ای در میان خاطرات گمشده ات ...
باکی از مردن ندارم چون می دانم اگر روزی بعد از من پا به دنیای عاشقی ام گذاشتی
و نوشته هایم را خواندی می فهمی که چقدر عاشقت بودم ...
چون پایان هر نوشته ام با عشق نوشته ام :
دوستت دارم .
|