دلچه اسم قشنگی داره چندوقته همش براش بهونه میارم هر چی میگم به خدا منم مثل تو تنهام منم مثل تو دلم براشتنگ شده منم مثل تو دلم شکسته منم مثل تو همش دلم میگیره بهش میگم میبینی حتی اونحتی کسی که دوستش دارم نمیخواد حالمو بپرسه نمیخواد فقط بفهمه که من زنده ام یامرده دیگه منو نمیخواد منو از دلش بیرون کرده دیگه دوستم نداره همه چیزمو یک روزهازم گرفق ... ! با دلم میریم جایی که همیشه با عشقم میرفتم اما اون جا بدون اون هیچرنگ و معنی نداره دیگه هیچی واسم مهم نیست وقتی میبینم کسی که خیلی دوستش دارمدوستم نداره خیلی میشکنم دلم میخواد برم جایی که کسی نباشه دیگه نمیخوام آدم هاینامهربون اطرافموببینم ... !
دردادگاه عشق قسمم قلبم بود .... وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان .... قاضی نامم را بلند خواند و که آنهم را دوست داشتن تو اعلام کرد .... محکوم شدمبه تنهایی و مرگ .... در کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویمو من گفتم به تو بگویند دوستت دارم